يـــک روزی بود که تو يه آزمونی شرکت کرديمو قبول شديم.

اون موقع فقط خوشحال بوديم همين! نمی دونستيم چه روزای خوشی در انتظارمونه و نمی دونستيم داريم عضو جامعه کوچيک و دوست داشتنيی مي شيم که بهش ميگن: "سمپاد"!

نمی دونستيم که از اين به بعد قراره با آدمايي درس بخونيم ؛ بزرگ شيم و "زندگی" کنيم که مثل خودمونن. دنيا رو از اون زاويه ای می بينن که تو می بينی.
همين دنياها و آرزوهای شبيه به هممون بود که مارو به هم نزديک مي کرد... اونقدر که از مدرسه اومدن و يادگرفتن خسته نمی شديم. از کنار هم بودن و "با هم ياد گرفتن" لذت می برديم.
اين سيستم با همه ی خوبی ها و حتی بدی هاش ؛ با خاطره های تلخ و شيرينی که حتما هر کدوممون توش داريم؛ دوست داشتنی و قشنگه برامون و من ؛ تو ؛ ما ؛ و کلا همه مون از اينکه سمپادی هستيم و همديگرو داريمو درک می کنيم همديگرو بايد خوشحال باشيم!


تولد سمپاد مبارک؛ روز من مبارک و روز تو سمپادی عزيز... روز "ما" مبارک! تبريک می گم به همه و همه مون و دلم می خواد بدونيم قدر همه و هر جا که هستيم چه تهران؛ چه شهرستان و چه دختر و چه پسر ، اگه کدورتی هست کنار بذاريمو همين الان تلفنو بردارينو تبريک بگين اين روزو ... و اين هفته رو به همه دوستا يا حتی دشمنای سمپاديتون

هيچ کس نمی تونه سمپاد رو نابود کنه ... هيچی مهم نيست .... مهم ماييم و سمپاد و نگهش می داريم برای هميشه

...

روزمـــــــــون مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:0  توسط فرزانگانی | 
آسمون، تاریک از ظلم ابر
ابر شوم، ناجوانمرد
از سنگ و کوه بر نمی آد صدا
سیاهی نشسته بر جنگل

در شاخه ها می پیچید یک صدا
نغمه ها بر هوا خواست
می غرید ابر از رقص باد
آذرخش شعله زد بر جنگل

شعله ها، دود و خاکستر
شاخه ها، بر زمین
اما باز دوباره می روید
هزاران شاخه از خاکستر


تقدیمی 2/5 فرزانگان به همه ی بچه های کوی دانشگاه - برنده ی ویژه ی جشنواره سرود بهمن 1378

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 1:1  توسط فرزانگانی | 
در نفس سازی چرخ آسیابی دامان صحرایی بر موج آبی

در گیسوی پیچک فرو می ریزد از پس تنهایی با بی قراری باد

ای کولی وحشی در رگ آتش با جوشش و رویش می رقصی سرکش

همنوای برگ باتو می گویم ....

لا لا لا ....

دامان صحرایی مهر گردان ازنغمه ی لالایی که می سرایی

در رهایی از غم تا بیارامی کودک زمان را در بسترش در قرن

لالا لا ....

گر روح پروازی سروش رازی خنیاگر هستی کرنش ابران

تا تخت خورشید از برای توست

لا لا لا .....

در نفس عیسی زندگی هستی اهورای مهر را تو می پرستی

پیام دادار در کلام توست

ای آدم خاکی بیا بخوانیم

که می سراید باد شعر بی پایان

به همراه ما در جهان راز

لالا لا .....

لا لا لا .....

http://www.4shared.com/get/4soOfyI6/Gole_Orkide.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 22:21  توسط فرزانگانی | 
لبریز..

از ترس بی راه و

ذهن پر غوغا و

تردید هر جا

روزان پر اضطرابی

چرخش پا بر رکابی ..

×××

با آهی

حضور نگاهی

گذر از سیاهی

خیزیم

..

گذر از رویایی فانی

پیوستن به راهی جاری

چرخش پا بر رکاااااااااابی

یادگااااااااری از دیرووز پر غباار

یادگاار رهرواان ِ گریزاان ِ از تکرار ..

..

ســــرزنش شایدها بر پیکره ی باید ها و

ســــیطره ی دره ی تردید بر قله ها

..

اوهام

می سپارد ما را

به دنیایی میرا

آرام.. آرام

هر نفس بی تابی

سخت است

چرخش پا بر رکابی

×××

بااور .. می کشاند ما را

به سوی رهایی

شوری ما را

می برد به گذرگاهی

چرخش پا بر رکابی

×××

می کنیم پرواز در دل ِ باد

خلسه ی دیروز بریم ز یاد

رقص چرخه بر پیچ و خم ِ

راه ِ بیدار از غوغای ما

×××

ثبت ِ بر دوران رکاب ما

روید آواز از گریبان ِ

ژرف ِ واژه ی روان ما

چرخ گردون زیر پای ما

راه ما همیشه جاودان باد !

http://www.4shared.com/audio/QIJfKbzs/88_-_89.html

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 21:7  توسط فرزانگانی | 

 

اي آزادي...

در راه تو...

بگذشتم از زندانها

اي آزادي

ره پيمودم

در غوغاي طوفانها

پرپر كردم

قلب خود را

چونان گلها در ميدانها

تا بشكوفه

گلبانگ تو

بر لبهاي انسانها

نامت نامم

راهت راهم

اي آزادي، آزادي

بي ياد تو

از ناي ما

كي برخيزد فريادي

بي تو دنيا

فرق ظلمت

زندان فتح و شادي

اي آزادي

تا نور تو

گردد در هر سو تابان

تا نگذارم

جان بسپاري

در زنجير دژخيمان

در طوفانها

با اشك و خون

با تو بندم پيماني

اي آزادي

نور خود را

بر خاك گور ما

بعد از ما

بيفشان.

 http://www.4shared.com/audio/ROTDvkwH/74_75-ey_azadi.html

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 15:49  توسط فرزانگانی | 

 

ايران من سرزمين من

اي نام تو بر زبان

 

دور از تو اي نازنين وطن

چشم بد هر زمان

 

ايران من خاك پر توان

مي خوانمت هر زمان

 

اي مظهر نور حق بمان

جاودان ....

 

اي....ايران من.....

 

 

با آزادي/با استقلال/بمان

 

ايرام من مرز بي غزان

آزادي ات شرعيان

سر چسمه روح عاشقان

خاك پر قهرمان...

 http://www.4shared.com/audio/zdKAuBfX/75_76-irane_man.html

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 15:47  توسط فرزانگانی | 

 

 

ايران سرزمين من جاودانمان

رود زيبا در دره ها خروشان شو

دشت تشنه،سيراب شو

چون نام ايران زمين جاودان است

 

نام پاكت

قلبم داند

افتخارت بي پايان است

 

ايران سرزمين من جاودانمان

عشق خود را بر قلبهاي ما بتابان

آزاد باش

آزادمان

چون قلب ما در خاكت مي تپد..

http://www.4shared.com/audio/toKSz7zY/76_77-irane_man_javedan_man.html

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 15:46  توسط فرزانگانی | 

 

 

آزادي با تو در سرزمين من

نور اميد جاودان است

بي تو اين وطن

زمستان است

باغ فردا در دست ما

 

آزادي تورا دردل مي ستايم

نام پاك تو جاويدان

نور گرم عشقت را

بر قلبم

بتابان

با يادت دنيا سرسبز و آباد است

گل خورشيد ميشكوفد

دشت آسمان شاد و زيبا

باغ فردا در دست ما

 

زادي تورا دردل مي ستايم

نام پاك تو جاويدان

نور گرم عشقت را

بر قلبم

بتابان

 

 http://www.4shared.com/audio/BHkr3aZj/77_78.html

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 15:45  توسط فرزانگانی | 

 

تنها يك قدم تا /تا طلوع خورشيد

 صبح زيبايي و نور/تا خوشبختي و اميد

بيا ره توشه برداريم

قدم در راه بي برگشت بگذاريم

دستها در دست هم/همراه و همقدم

در كيمياي وجود/شهدي ز نو ريزيم

از هر نژاد و زبان/دنيا را برانگيزيم

بيا لحظه ها را بشماريم/در خاطر بسپاريم

در خاطر سپاريم فرداآ/روزي نو بسازيم

تنها يك قدم/ /تا طلوع خورشيد

صبح زيبايي و نور/تا صلح جاويد

 http://www.4shared.com/audio/OnRqZ4Yi/78__79____Original__tanha_yek_.html

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 15:43  توسط فرزانگانی | 

در ميان طوفان /چون تيره شد نور اميد

ياد آريم سرود ديروز

چون گرماي نور خورشيد

ديروز اميد پريدن

بالا رفتن و رسيدن

راهي كه با هم پيموديم

ديروزي كه با هم بوديم

در كوران پاييز

دستمان به دست هم بود

ميبستيم پيمان ياري

قلبمان گواهمان بود

كه تا خورشيد فروزان

از آسمانها برآيد

با هم دنيا را بسازيم

سبز و آباد گرم و زيبا

.

.

لاله ها سرودند

آسمان در انتظار است

بر زمين اميد رويش ژ

در آرزوي بهار است

 

فردا صد ستاره رويد

از آسمانها بريزد

فردا از قلب ظلمتها

نور گرمي برميخيزد

 

چون رود لحظا ها گذشتند

دستمان از هم جدا شد

رفتيم در دل نور پيمان

ابرو دريا گريه كردند

امروز هر گوشه دنيا

گر با هميم و گر تنها

با هم همراه و هم پيمان

ره پيماييم سوي فردا

 

فردا صد...

http://www.4shared.com/audio/WVYOT-yN/79_80_-dar_miane_toofan.html

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 15:41  توسط فرزانگانی | 

ميخواند آواز

در كنار من انگار

ميزند فرياد چه بيصدا

من و تو خيره

نه جاودانه

نه پرهياهو پيداست

بينهايت /بيكرانه

بيا...بنگر

          ميگذرد زمانه

بي امان

در گذران

بگذر از ديروز و روياي فردا

امروزي كه با ماست

ميرويد/ميشكوفد

مي پوسد فردا

ميماند اين صدا

ميخواند آواز

بشنو اين پژواك حالا

ميگويد از خاطرات ما

سرودي كهنه

نه جاودانه/نه پر هياهو

بينهايت /بيكرانه

بيا..بشنو...

 ميسرايد ترانه

 

بي امان/در گذران/زير هر آسمان /ميماند اين صدا

زنده همچون طوفان

جاری در لحظه هاي ناب بودن

جاري در اين آواز

 

                   تا ابد ميمانيم!!

 http://www.4shared.com/audio/1aGwpw0F/80_81-mikhanad_avaz.html

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 15:40  توسط فرزانگانی | 

 

از خورشيد دور دور/تنها در فكر عبور

از دنياي تاريك تا به نور

در دل ترس و اميد/در چشمانش شوق ديد

روحش سرشار و روياهايش سپيد

در آن اوج عبور/تنها و با غرور

در قلبش تا فرداها عشق و شور

مي پيچيد در سكوت/فرياد از عمق وجود

از دلهاي پاك و گرم و پر خروش

ميمانيم با هم هرجا/مي مانيم مي مانيم ما

در دنياي خاطره ها/مي خوانيم ما يكصدا

سرشاريم از شاديها/تا روزي كه آيد نور خورشيد

غمهاي مانده در ياد/مي سپارد دست باد

مي دمد در روحش آوايي آزاد

در آرزوي/روياهاي شاد

با دلي پر شور و قلبي پر ز داد

و اكنون با هم همراه/يك دل،يك صدا

مي پيماييم راهمان به سوي فردا

مي پيچيد در سكوت/فرياد از عمق وجود

از دلهاي پاك و گرم و پرخروش

ميمانيم با هم هرجا/مي مانيم مي مانيم ما
در دنياي خاطره ها/مي خوانيم ما يكصدا

سرشاريم از شاديها/تا روزي كه آيد نور خورشيد

 http://www.4shared.com/audio/DPFpLKsf/81_82nure_khorshid.html

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 15:39  توسط فرزانگانی | 

 

پنهان در اعماق خاك تيره

روح جنبش در قطره دميده

پويد جويد يابد راهي در خاك

سوي دريا راهي پاك

جوشيد از سنگي خاموش و سرسخت

چشمه اي از قطره هاي سرمست

باد و باران در راهش طوفانها

ماند آرام ناگه برجا

روشناي خورشيد

تاريكي از آن گريزان

رهايي باد از حسار سرد كوهستان

بربالاي كوهي

زير پايش سرزميني

پر غوغا پر آشوب جايي جنگ ظلم و پر زخون

و يك پرتگاه در پيش رو

راهي كه صعب و طولاني است

اما بيابان زير پرتگاه

اميدش آبادانيست

در هر رودي شوري ست

فانوس هر عبوري ست

شتابان چون رود تا دشت سيراب ميخروشيم

 

اينك چون آبشاري پر هياهو

فرو ريزيم بر آتشهاي هر سو

جوشيم خروشيم سازيم ويرانی ها

 

ميرويم تا درياي جاويدان...

http://www.4shared.com/audio/4A2_iUoE/82_83-penhan.html

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 15:37  توسط فرزانگانی | 

 

 

انتظار.....

 

در چشم ما....

 

ميماند چون ترس از ...فردا

ساز شب باز يك آواز كهنه ميخواند/آرزو دور از دست انسانها ميماند

اين سكوت اما....

.

بين ما...

 

ندايي نهان...

لرزاند دل را /ياد آرد ما را ترسِ از فردا ...

اما روزي /ميخيزد فرياد از ما /ميرسد آوازي نو روزي نو شوقي بي پايان...

شوق آغار... ميرويد در دلهامان /ميسازد راهي تا بودن ..پيمودنها...

 

سايه ها....

 

در سرماي راه...

 

ميماند به جا... اما....

.ماه نو مارا از دام شب ميرهاند /هر زمان راهي سوي فردا ميگشايد .

ما ميدانيم...     .ميرويم....           ميابيم....

گام آخر ...

شروع راهي ديگر

سرودنها از آغاز... از راز ....شور پرواز...

تا آن روزي...كه خيزد فرياد از ما..

و رسد آوازي نو

          روزي نو شوقي بيپايان..

 

 

 

                                                            با هم ...مي ..ما...نيم

 http://www.4shared.com/audio/rcHqT4sh/83__84_-entezar.html

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 15:36  توسط فرزانگانی | 

 

آسمان ميبارد/دانه ها ي باران

سرشار از عطر پاييز/برگ خيس درختان

در شكوه ادراك/دستان گرم ما

ميسازند نغمه اي از فردا

بر سطح نمدار خاك/در ذهنمان نشسته

لحظه با توبودن/رد پاي گذشته

در راه اما زمستان

سكوت سنگين برف

پنهان در ابر تاريك

نور خورشيد تابان

در ياد من/در خواب تو/روياي باد/بغض فرياد

در آشوب سرد جنگ/در سقوط انسانها

برخيز تا رهايي /تا فردا

 

(در حجم چشمان تو/در شاخه هاي نزديك

شكوفه هاي رنگي/بهار شاد اميد

در افقهاي پرشور/جويبار سبز حضور

تنين آواي ماست /پژواك اين عبور)2

 

در قاب عكس فردا

گرچه از هم جداييم

در نجواي ساز باد

در خط خيس باران

 

صداي...

            من وتو

پيچد در خاك ايران

 

(يا با هم بخوانيم

جاويدان است بهاران)2

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 15:35  توسط فرزانگانی | 

 

ترس

          سرد 

                       خشم

                                       درد

 

بشنو!!

در...حيرت/در...وحشت...

تو/سرگردان

 

برخيز

ياد آور لالايي در گوشت...

ميپيچيد با صداي مادر...

خوابيديم سالها/در گرماي يك رويا

تا امروز/اين فرياد...

 

ميرسد

ندايي اين زمان

پايان اين رويا /آغاز يك كابوس

ميشنوي

از اعماق سرد شب...

سكوتي كه با تو ميخواند....

 

مينگري

برآشوب جهان!

ميترسي ميدانم.../ميگريي ...ميدانم...

ميسپارم به تو ميراث ديرين...

 

 

سرودي كه با تو ميخواند...

 

 

                                      آرام بخواب كودك فردا...

http://www.4shared.com/audio/AacZ9GBl/85-86-tars.html

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 15:31  توسط فرزانگانی | 

 

چون من همه سرگردان بر گرد جهان

هركس هرسو هرجا بي نام و نشان

رويامان كاويدن هر راز نهان

نقشي شايد/بر دار زمان

در بستر سرگشته درياي درون

در حسرت كوبيدن ديوار سكون

آشفته و حيران به تماشاي جهان

در دام زمان /در بند كنون

.

ناگه پيش رو/درگاه عبور

موجي در خروش/ز آتشهاي دور

 

بنگر تو بر آن حلقه هاي روشن....

بنشان زآناخگرها جامه برتن

بنهيم همه پا در ره دلها دريا

گذريم همه ظامتها مانده برجا

نور                شور               اعجاز حضور   /تن        در                 پيكارغرور

اين                جا                 آييني دگر        /بر          خيز              ظلمت در شكن

شعله به شعله بدمد زنده و بالنده شود

موج دگر از پس هر موج برآيد

مشعل پاينده ما زمزمه زنده ما

بر دل بي روشن شب هور نشاند

.

بار دگر شوق دگر در پس ديوار

حك شده بر كوبه در قصه تكرار

.

چون ما همه سرگردان بر گرد جهان

هركس هرسو هرجا بي نام و نشان

روياشان كاويدن اين راز نهان

نقشي ديگر

                   بنشان...

http://www.4shared.com/audio/SR0uQ9Jw/86-87_Pirates_of_the_Carribean.html

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 21:55  توسط فرزانگانی | 

فریااااد می میرد آرام
سکوووووت پژواک هر گام
دنیایی که رفت / هجوم حسرت / تا پایان خاکستررررررر
دیروز تاریکی بود و او / سرشار در شوق جست و جو

روشن کرد / آتش تا بیند راهش / سوزانده است امااااااا
آتش مشعل روشنی خواهش
در شعله دیده هایش
را پیش رویش می سوزاند
انگار پایان ندارد این کابوس
می سپارد وجودش را
به چنگ خاکستر ها  
صدایی اماااااااا
آواااااز او را می خواند
وجودش را می لرزاند
از ترس تکرار / از بند دیروز / رهاند او را / جادوی آواااااززز
ققنوس سر مست و گرم از آوازش
بر تن تب دار هیزم
می زند بال بی قرارییییییی
آتش می پیچد سرخ و خیزد سبز
جان گیرد از رقص و رازش
در اوج شور و غوغایش
فرو می خوابد
آخر از دل آتش خفته
می تپد نبض بیداری
ققنوسی تازه می روید
طنین تابان بال او
تا راز آتشی دیگر
در دنیای خاکستر پوش
هستی رویاند ...

http://www.4shared.com/audio/a2zglxWU/87_-_88.html

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 21:53  توسط فرزانگانی |